
سلام ... خوبي؟... ديشب خوابتو ديدم...با يه لباس خوشرنگ نارنجي اومده بودي در خونه ي ما هر چي اسرار كردم بيا تو ء گفتي نه ءفقط زود اشغالاتونو بيار !!!!!
روی گلبرگهای زندگیم
اسم
تو رو نوشتم.
اما؟
تو مثل بز همه آنها را خوردی.
بنده خدا داشته توي پمپ بنزين سيگار مي كشيده بهش ميگن اينجا سيگار نكش ميگه اينجا كه چيزي نيست من جلوي بابام هم سيگار ميكشم چه برسه به اينجا
به يه جوجه تيغي ميگن چيكار كردي كه موهات فشن شدميگه:
هيچي فقت دست كردم تو پريز برق
اگه بيمزه بود به
خوشمزگي خودتون ببخشيد.






مردم ،خاکسترم را باد برد بهترین یارم مرا از یاد برد
***
عشق يعني کوچک کردن دنيا به اندازه يک نفر يا بزرگ کردن يک نفر به اندازه دنيا : آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه…..تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه ... 


بیایی و چه سود
رفته باشم و بدانی
که چه دیر آمدی
( م.م )
در سکوت خانه پژمرد
( م.م )
و من را هنوز تو چشمان خورشید جستجو می کنم
کاش عاطفه در خانه های زیبا می گذاشتی
و چشم های مرا که منتظر تولدت دوباره تو بود باور میداشتی
( م )
میخواهم بین همنعان زندگی کنم
بشرط آنکه بتوانم در این گلستان فروزان حیات
در قلبی سر شار از زندگی گوشه ای داشته باشم ...
( م )
عشق با یک نگاه آغاز می شود
با یک خنده اوج می گیرد
با یک بوسه موج می گیرد
با ریختن اشک به پایان می رسد .
............................................................
بنام آنکه نگاه را جرقه ی محبت گماشت ...
تو در من آتشی خاموشت نخواهم کرد
تو یک گلزار گل هستی فراموشت نخواهم کرد
قسم به جامه ی پاکی که از مهرت به من دادی
که تا جان در بدن دارم
فراموشت نخواهم کرد .
...............................................................
همیشه کسانی تنهایمان می گذارند
که دوستشان داریم... تنهام نذار
( م )
به کعبه گفتن تو از خاکی منم خاک
چرا باید به دور تو بگردم
ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی
برو با دل بیا تا من بگردم
(م.م)
در آن هنگامه جان خویش را سوخت
همه خاکسترش را باد می برد
وجودش را جهان از یاد می برد
من آن دیوانه آتش پرستم
در این خوشم تا زنده هستم
بزن آتش به عهد استخوانم
که بوی آتش برخیزد ز جانم
بیا آتش بزن خاکسترم کن
(م.م)
نه دلسوز و نه همدم دارم امشب
تنم زخم است از دست غم یار
من از غم چشم مرحم دارم امشب
همه چیزم زیادی می کند حیف
که یار از میان کم دارم امشب
در آمد یار و گفتم دم گرفتیم
دمم رفت و همه غم دارم امشب
غم دل با که گویم شهریارا
که مفهومش به محرم دارم امشب
( شهریار.م.م )
زندگی شیبی است ، عشق سیبی است و وای بر حال آن کس که در آن پایبند نظم و ترتیبی است و اما تو قرار نبود آن روز های تو جایشان را با روز های من عوض کنند ، قرار نبود هر کس به هوای نشکستن قلب دیگری بماند ، قرار بود هر کس به هوای نشکستن قلب خود بماند.
قرار نبود عشق هم مثل بوسه ، عیدی ، تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد . قرار نبود آنچه قرار نیست باشد ، قرار تنها بر بیقراری بود و بس و اما همه بدانند اگر اتفاقی که نباید بیافتد روزی افتاد تنها برای تو می نویسم خودت خواستی تقصیر من نبود .
زیر سایه ی امن ترین سایه بان هستی دلواپس دلواپسی های هم باشی
(م.م)
آنجا بنویسید که او زاده ی غم بود غم های جهان گشت خاموش
( م.م )
در عشق کسی قدم نهد کش جان نیست
با جان بودن به عشق در سامان نیست
در مانده عشق را از آن درمان نیست
کانگشت به هر چه نهی عشق آن نیست .
( عین القضات همدانی.م.م )
( مصطفی علیه السلام .م.م)
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
آه از دمی کهع تنها با داغ او چو لاله
در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد
دیشب صدای تیسه از بیستون نیامد
شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد
خونش به تیغ حسرت یا رب حلال باد !
صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد
رحم است بر اسیری کز گرد دام زلفت
با صدا امیدواری نا شاد رفته باشد
شادم که از اسیران دامن کشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد
پرشور از حزین است امروز کوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد
( حزین لاهیجی . م.م )
من از خوشباوری اینجا محبت آرزو کردم .....
**********************************
دوست دارم بی نهایت
با صداقت
تا قیامت
********************************
معنای زنده بودن من ، با تو بودن است
نزدیک ، دور
سیر ، گرسنه
رها ، اسیر
دلتنگ ، شاد
آن لحظه ای که بی تو سر آید مرا ، مبادا
مفهوم مرگ من
در راه سرافرازی تو ، در کنار تو
مفهوم زندگیست
معنای عشق نیز
در سرنوشت من
با تو همیشه با تو برای تو ،زیستن
اگر بودن بود زیبا همیشه با تو باید بود
و گرنه بی تو بودن زندگی را هیچ زیبا نیست
...I LOVE YOU
( م.م )
